تبليغاتX
شاران روزمرگی ها و خاطراتش

شاران روزمرگی ها و خاطراتش

20

از آدمای خودخواه بدم میاد خودخواهی میتونه شامل خیلی چیزا باشه تحمیل عقاید و خواسته هات به دیگران افتخار نیست اینکه اگه تو بخوای یه برنامه رو ببینی به همه تحمیل کنی بخوای بری جایی بخوای چیزی بخوری بخوای بری تو نت بخوای سیگار بکشی بخوای خرید کنی بخوای با آدمای دیگه معاشرت کنی بقیه رو هم محبور کنی خیلی بده یه چیزی وجود داره به نام تابعیت از جمع

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت 3:15  توسط شاران  | 

20

این نیز بگذرد ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 18:52  توسط شاران  | 

19

یه تغییر بزرگ و درست حسابی در پیش دارم که حتما باید انجام بشه و زندگیمو از این حالت یکنواختی خارج کنم ... دوست دارم دوباره درس بخونم برم دانشگاه دوست دارم دوباره استارت بزنم چه اشکالی داره که از امروز فک کنم 18 سالمه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 4:30  توسط شاران  | 

18

نمیدونم واسه خودتون راز دارین یا نه . من واسه خودم یه راز بزرگ دارم که واقعا رازمه و هیچ کس حتی نزدیک ترین دوستام ازش باخبر نیستن رازی که اگه یه روز برملا بشه آبرو و حیثیت و همه چیم از بین میره احترامم پیش خانوادم و ... خیلی بده شاید بدترین ظلمی که در حق پدر و مادرم کردم همین باشه خیلی پشیمون و ناراحتم ازش ولی دیگه کاری از دستم بر نمیاد جز جبران به مرور زمان  .حالا فک کنید احتمال بدین این راز تا 2-3 روز دیگه بر ملا شه :(
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 14:50  توسط شاران  | 

17

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 14:31  توسط شاران  | 

16

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 22:52  توسط شاران  | 

15

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 15:8  توسط شاران  | 

14

تو این مدتی که یکی داشت برنامه ی کار جدیدشو آغاز میکرد یکی درس میخوندو پروژه تحویل میداد یکی ازدواج میکرد و همه درگیر مشکلاتشون بودن من میون یه بدبختی بزرگ به اسم پول دست و پا میزدم که هنوزم ادامه داره . تهدید شدم برام دعا کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 12:55  توسط شاران  | 

13

معذرت میخوام از اونایی که نگرانشون کردم این روزا اوضاع خوبی ندارم به خاطر 2 ملیون تومن همه زندگیم ریخته به هم و زیر فشارم 2 حتی دنبال پول نزولم رفتم اما نشد دو  ملیون تومنی که میتونم یه ماه دیگه بدم  اما الان با فشارایی که رومه .... برام دعا کنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 21:47  توسط شاران  | 

12

بسیار تا بسیار سرم شلووغ بود این هفته به زودی اینجا یک پست کامل نصب میشه :دی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 14:48  توسط شاران